حرف مفت و دیگر هیچ!!

می گویند: زمان ناصرالدین شاه که تلگراف برای اولین بار به ایران آمده بود ٬ مردم از هیبت و شوکت سیستم ارتباطی جدید دچار حیرت شده بودند و باورشان  نمی شد٬ بشود تنها به وسیله یک سیم از شهری با شهر دیگر ارتباط برقرار کرد. بعضی ها حتی پا را فراتر گذاشته و فکر می کردند در این سیم های تلگراف اجنه و شیاطین لانه کرده اند که چنین قابلیت عجیبی را دارد. میرزا علیقلی خان مخبرالدوله ٬ وزیر مخابرات برای ریشه کن شدن این خرافات ٬ تصمیم گرفت برای چند روز استفاده از تلگراف را مجانی کند و مردم را با این وسیله ارتباطی آشتی دهد٬ چند روز گذشت وتدبیر وزیر٬ کارگر افتاد٬ بطوریکه سیل مردم به سمت تلگرافخانه ها روانه شد و خیلی از متصدیان از این شلوغی به ستوه آمدند٬ هر چه باشد حرف ٬مفت بود و معمولاً از همه چیزهای مفت استقبال خوبی می شود ٬ کار به جایی رسید که وزیر قاجاری بخشنامه ای را صادر کرد واز تلگرافخانه داران خواست که بر سر در تلگرافخانه ها بنویسنداز این به بعد حرف مفت قبول نمی شود.» اینگونه بود که ترتیب دو کلمه ای «حرف مفت» وارد فرهنگ شفاهی ما شد و افراد که بدون تامل و اندیشه و غالباً از سر جهل اما با تظاهر به دانایی ٬ سخن می گویند:متصف به صفاتی چون « مفت گو» شدند.